Me Myself And I

من و خودم ، تنهای تنها

گل پنبه

باريش مانچو

گل پنبه ترانه اي است زيبا از استاد باريش مانچو ، از اساطير موسيقي تركيه. گرمي و لحن دلنشين باريش مانچو غير ممكنه روي كسي تاثير گذار نباشه. اين آهنگ ساز بزرگ  سال 1999 به خاطر سكته قلبي ناگهاني از دنيا رفت. ترجمه ترانه ي گل پنبه رو اتفاقي توي اين وبلاگ ديدم ، اين هم لينك دانلود پيشنهاد ميكنم حتما دانلودش كنيد و گوش بديد، حس عجيبي توي اين آهنگه.

تو كه مي خنديدي گل ها مي شكفت گل پنبه
بلبل ها از تو مي خواندند، ما به خلسه مي رفتيم گل پنبه
تو كه مي آمدي، بهار مي آمد گل پنبه
دره هاي سبز، تو را فرياد مي كشيد، ما عاشق مي شديم گل پنبه
كوچيدي و رفتي با باران چشم ها يك روز
باور نكرديم گل پنبه
ايل ما بي صدا، ايل ما بي تو
از هم پاشيده شد گل پنبه
اين آخرين ترانه بر لبم گل پنبه
هنوز از تو مي گويد، تو را فرياد مي كشد گل پنبه

+ تنها ; ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()